تبليغاتX
×××شقایق×××

×××شقایق×××

 

**** باز باران بی ترانه  ****

           **** گریه ها یم عاشقانه****

                        **** می خورد بر سقف قلبم****

                                    * ***  یاد ایام تو داشتن   * * * *

                                                 **** می زند سیلی به صورت****

                                                                   **** باورت شاید نباشد ****

                                               **** مرده است قلبم ز دستت****

                                      **** فکر آنکه با تو بودم****   

                           **** با تو بودم شاد بودم ****

                 **** توی دشت آن نگاهت****  

 ****گم شدن در خاطراتت****

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 15:0 توسط شقایق |


 

باز باران بی ترانه

باز باران , با تمام بی کسی های شبانه

می خورد بر مرد تنها , می چکد بر فرش خانه

باز می آید صدای چک چک غم... باز ماتم

من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده

نمی دانم.. نمی فهمم

کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟

نمی فهمم , چرا مردم نمی فهمند

که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد

کجای ذلتش زیباست؟؟؟

نمی فهمم... کجای اشک یک بابا

که سقفی از گل و آهن به زور چکمه های باران

به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده

کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟

نمی دانم.. .نمی دانم چرا مردم نمی دانند

که باران , عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

کجای مرگ ما زیباست.. .نمی فهمم!!!!؟

یاد آرم , روز باران را

یاد آرم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

می دویدم زیر باران.. .از برای نان

مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد

فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود

نمی دانم

کجای این لجن زیباست؟؟؟؟

بشنو از من , کودک من

پیش چشمم, مرد فردا

که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست

و آان باران که عشق دارد ... فقط جاریست برای عاشقان مست

و باران من و تو درد و غم دارد

خدا هم خوب می داند که

این عدل زمینی , عدل کم دارد...!

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 15:30 توسط شقایق |


 

 

گاو ماما می کرد / گوسفند بع بع می کرد / سگ واق واق می کرد /

 و همه با هم فریاد می زدند :

حسنک کجایی....... /شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . /

 حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید . /

 او به شهر رفته و در آن جا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن

 می کند./

 او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات ٬ جلوی آینه به موهای خود

 ژل می زند. /

 موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست ٬ چون او به موهای خود

 گلت می زند . /

 دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬ کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته

است. /

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬ چون او با

 پتروس چت می کرد . /

 پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد . /

پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت

کرده بود. /

 او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند./

 پتروس در حال چت کردن غرق شد. /

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود./

اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. /

 ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. /

 ریز علی سردشبود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد./

 ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله نداشت. /

 قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. /

کبری و مسافران مردند٬اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. /

خانه مثل همیشه سوت و کور بود . /

الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی٬ مهمان ناخوانده ندارد .

 او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬ او حوصله ی مهمان ندارد. /

 او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند . /

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد . / 

او کلاس بالایی دارد. او فامیل های پولداری دارد. /

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید ٬چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. 

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد ./

چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد . /

به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ

وجود ندارد . 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387 17:7 توسط شقایق |


 

حسنك كجايي؟

 

يكي بود يكي نبود / زير گنبد كبود ... / روزگاري توي دشتستون دور / پاي كوه سر بلند پر غرور / كه سرش ابرا رو قلقلك مي‌داد / تا كه از چشماي ابراي سفيد اشك خوشحالي بياد ... / ده پر بركت آبادي بود / ده آزادي بود / يكي از روزاي آغاز بهار / كه زمين از پي خوابي سنگين / داشت مي‌شد بيدار / از تن كوه بلند / چشمه‌ها مي‌جوشيد / و زمينهاي آبادي دور / گرم بود از خورشيد ... / يكي از روزا كه گلها از خاك / سر در آورده و مي‌خنديدند / شاپرك‌هاي قشنگ / با صداي وزش باد / نرم مي‌رقصيدند / زير گنبد كبود آسمون / بلبلا، كبوترا، چلچله‌ها / بال وا كرده و مي‌چرخيدند / دختركها، زنها / توي صحرا با هم / دور از غصه و غم / سبزه صحرائي مي‌چيدند / پسركها در كوه / گوسفندان را مي‌پائيدند / مردها بيل به كف / گشته بودند روون از پي كار / براي محصول فرداي بهار تخم مي‌پاشيدند ... / ناگهان ابراي پربرف و سياه / از پس كوه بلند / سر درآورده و بالا اومدن / _ ا ي خدا ! / حالا كه رفته زمستون و شده فصل بهار / پس چرا ابراي پر برف تو حالا اومدن؟ / باد اومد، ابر اومد، / بارون اومد / برف بي پايون اومد / باد اومد گلها رو برد / گرگ اومد گاوا و گوسفندا رو خورد / تن صحراي بزرگ / زير بالاپوش برف / سرد شد، يخ زد و مرد / خونه‌ها تاريك و دلگير شدن / گرگا از كوه سرازير شدن / كي ديگه مي‌تونه از خونه پا بيرون بذاره؟ / كي ميره گله رو از بالاي كوه / سوي پايين بياره؟ / كيه گندم بكاره؟ / توي يخبندون برف / كي ديگه كار ميكنه؟ / چه كسي محصولو انبار ميكنه؟ / نه غذا مونده نه هيزم، / نه زغال مونده نه نفت! / تاره خورشيد خانم هم، / پشت ابراي سياه گم شد و رفت


... حسنك خسته و درمونده و زار / درها و پنجره‌ها رو بسته بود / زيركرسي تو اتاق نشسته بود / زار ميزد كه: چرا همه جا برف اومده! / صحرا بي سبزه و بي علف شده! / گاو و گوسفنداي آبادي ما / همگي تلف شدن! / همه بيچاره و درمونده شدن! / همه ناراحت از اين مهمون ناخونده شدن! / كي ديگه ميتونه از خونه پا بيرون بذاره؟ / كيه گندم بكاره؟ / توي اين سرما وسوز / چه كسي ابرا رو جارو ميكنه؟ / چه كسي برفا رو پارو ميكنه؟ / چه كسي راه در ابراي پربرف سياه وا ميكنه؟ / كي ميره خورشيدو پيدا ميكنه؟ ... / همه مردم دهكوره دور / ده افسرده بي گرمي نور / در همون‌وقت شنيدند كسي تو كوچه / راه ميره و داد ميزنه ... / ـ چي شده؟ / كي تو اين سرما و يخبندون برف / اومده از خونه بيرون، داره فرياد ميزنه!؟ / سرا از پنجره‌ها اومد بيرون / _ بچه جون! / توي اين تنگ غروب آخر روز / توي اين سرما وسوز / چي ميگي؟ كجا ميري؟ / زود برگرد كه سرما ميخوري! / سينه پهلو مي‌گيري! / _ من ميرم ابرا رو جارو ميكنم / من ميرم برفا رو پارو ميكنم / راه در ابراي پربرف و سياه وا ميكنم / عاقبت خورشيدو پيدا ميكنم / هر كي خورشيدو ميخواد / پاشه دنبالم بياد! / اگه بيكار بشينيم، بايد همه / فكر قبرستون و تابوت بكنيم / ميدونين!؟ / اگه با هم فوت بكنيم / ابرا رو باد ميبره بهار ميشه / وقت كشت و كار ميشه / همه آستينا رو بالا ميزنيم كار ميكنيم / ميريم و خورشيدو بيدار ميكنيم ... / مردم بزدل دهكوره دور / مردم زنده به گور / همه گفتند: پسربچه خوب! / توي اين تنگ غروب / چرا تنها بيرون از خونه شدي؟ / مگه ديوونه شدي؟ / مگه ابر و آسمون به حرف پوچ من و توست!؟ / بجز از خوردن و خوابيدن و صبر / نميشه كارا درست ... / چرا كاري بكنيم كه اون سرش پيدا نيست؟ / توي سفره‌ها هنوز نون خشكي باقيست / لب رودخونه لجنزاري هست / توي اون ماهي بسياري هست / ميخوريم با هم قناعت ميكنيم / كنج خونه استراحت ميكنيم / ميگذره تموم ميشه ناراحتي / برو كن شكر خدا سلامتي! / ميتوني گنده بشي كار بكني / پولاتو روي هم انبار بكني! / ميتوني دو روز ديگه زن بگيري ... / صبر كن كجا ميري؟ / فكر اين كن كه به جائي برسي / پول درآري، به نوائي برسي / نكني كاري كه تنها بموني / توي راه زندگي جا بموني / مبادا تو اين راها پا بذاري / تو پسر چيكار به اين كارا داري؟ ! / اين كارا حاصل بد داره حسن / حالا اومد نيومد داره حسن / مبادا حرف ما رو رد بكني / باز از اين فكراي بد بد بكني! / _ چي ميگين فكراي بد بد كدومه؟ / قصه اومد نيومد كدومه؟ / شماها فكراي واهي ميكنين / تو لجن دنبال ماهي ميكنين / توي تاريكي اين قبرستون / زندگي كردن مال خودتون! / هر كي خورشيدو ميخواد / پاشه دنبالم بياد!


ناگهان درهاي بسته وا شد / هاي وهوي بچه‌ها بر پا شد / ما ميريم ابرا رو جارو ميكنيم / ما ميريم برفا رو پارو ميكنيم / راه در ابراي پربرف و سياه وا مي‌كنيم / ما ميريم خورشيدو پيدا ميكنيم / هركي خورشيدو ميخواد / پاشه همرامون بياد! / ساعتي بعد كه در كوهستون / ابرا كم كم پايين ميومد / برف سنگين ميومد / بچه‌ها در مه و برف انبوه / رفته بودند به سينه كش كوه ... / هوا تاريك شده بود / ميومد از همه جا زوزه گرگ / برف بود و مه و تاريكي شب / بچه‌ها خسته و درمونده و زار / سخت درپنجه بيماري و تب / ابرها از يك سو : _ بوم بوم بوم / گرگها از يك سو: _ عو عو عو، / هركي جرات ميكنه بياد جلو! / پسركها ناگاه / چوبدستيهاشون بر سر دست / حمله كردند به گرگهاي سيـاه / _ حسنك ما ميمونيم تو برو! / گرگارو ما ميرونيم تو برو! / حسنك تو گوش ماس حرفاي تو / حسنك تو خاطر ماس جاي تو / حسنك دست خدا همراي تو! / برف بود و مه و تاريكي شب / حسنك زخمي بود / سخت در پنجه بيماري و تب / باز بالاتر رفت / باز هم بالاتر / فكر ميكرد به خورشيد، نه تاريكي شب / فكر ميكرد به خورشيد، نه دشواري راه / فكر ميكرد به خورشيد، نه بيماري و تب / باز بالاتر رفت / باز هم بالاتر / رفت بالاتر از ابر سياه / رفت بالاتر از برف سفيد / رفت و بر قله رسيد ... / داد زد : _ اي خورشيد! / اومدم ابرا رو جارو بكنم / اومدم برفا رو پارو بكنم / راه در ابراي پربرف و سيا وا بكنم / اومدم تا تو رو پيدا بكنم ... / گرگها زوزه كشون / ابرها نعره زنون / گرگها : _ عو عو عو / ابرها: _ بوم بوم بوم / حسنك غرقه به خون ...


لحظه اي بعد كه خورشيد از دور / به صداي حسنك شد بيدار / سر درآورد و جهان شد پرنور / ديد بر قله اون كوه بلند / حسنك از غم و سرما بيتاب / سرد و بيروح فرو رفته به خواب / رفته اما توي دهكوره دور / توي گوش بچه‌ها / توي گوش مردم زنده به گور / توي اون كوه بزرگ / همراي هوهوي باد / همراي زوزه گرگ / توي گوش سنگها و صخره‌ها / توي گوش دره‌ها / نعره‌هاي حسنك مونده به جا ...


... من ميرم ابرا رو جارو ميكنم!

من ميرم برفا رو پارو ميكنم

راه در ابراي پربرف و سياه وا ميكنم

عاقبت خورشيدو پيدا ميكنم

هركي خورشيدو ميخواد

پاشه دنبالم بياد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 23:36 توسط شقایق |


اي کاش مي توانستم نشان دهم،  I wish l could make you.

که تا کجا دوستت دارم.  Understand how l love you

 هميشه در جستجو هستم، l am always seeking but

اما نميتوانم راهي بيابم ...  cannot find a way….

 به آن آني در تو عاشقم، l love in you a something

 که تنها خود کاشف آنم that only have descovered

آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد،  the you_ which is beyond the

و تحسين مي کند.  you of the world that is

آني که تنها وتنها از آن من است.  admired and known by others

آني که هرگز رنگ نمي بازد،  a you which is eapecially min

آني که هرگز نمي توانم عشق از او بر  گيرم.  Which cannot evto love

 

I Love You So

I Want You To Know

That Roses Are Red

Violets Are Blue

And I really Do

Love You

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 17:4 توسط شقایق |


*

*ــــــ*

*ــــــــــــــــ*

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــ-ـــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــ-ــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ--ـــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ـــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 21:17 توسط شقایق |


من اون خاكم كه زير پا. ولي مغرور مغرورم

به تاريكي  منم تاريك. ولي پر نور پر نورم.

اگه گلبرگ بي آبم.به شبنم رو نميارم

اگه تشنه تو خورشيدم. به سايه تن نميكارم

من اون دردم كه هر جايي پي مرهم نميگرده

چه غم دارم اگه دنيا به كام من نميچرخه....

من اون عشقم كه با هر كس سر سفره نميشينه

من اون شوقم  كه اشكامو به جز محرم نميبينه

اگه من ساقه ي خشكم به دريا دل نميبندم

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 11:48 توسط شقایق |


غمی دارم ولی کو همدمی تا .....            بگویم حال خود با محرمی تا........

بیابان در بیابان تشنه تشنه....               ببار ای ابر اشک ماتمی تا......

کجا شد پهلوان قصه هایم .....                  کجا شد قهرمان رستمی تا ....

دلم خون و خیال گریه گریه ........              ببار ای اشک نم نم نم نمی تا....

در این کهنه حصار خانه اباد ....                نمیبینم رفیق همدمی تا .....

دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ ..            کجایی ای نگارینم دمی تا........

به روی شانه هایت سر گذارم ....            سرایم بغض هایم را کمی تا .... 

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387 11:48 توسط شقایق |


*-:"از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من ":-*

*-:"زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من ":-*

*-:"وجود من ماله تو قلب تو هم ماله من عزیزم":-*

*-:"رفتنه تو مرگه منه دستای تو توو دستمه ":-*

*-:"نگو که باید جدا شیم نبوده تو نبودمه":-*

*-:"بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم":-*

*-:"نگو که باید جدا شیم امیده موندن ندارم ":-*

*-:"واسه با تو بودن زندگیمو باختم ":-*

*-:" یه کلبه ای از عشق واسه ی تو ساختم من":-*

*-:"عاشق تو بودم عاشق تو هستم ":-*

*-:"درای دلم رو روی همه بستم من":-*

*-:"میخوام بگم منم تو آسمون یه ستاره دارم ":-*

*-:"دله من بدجوری بیتابه برای با تو بودن":-*

*-:"تو رو میخوام با تمامه تارو پودم":-*

*-:"پس حالا میاد زمین قلمه طناز":-*

*-:"بی تو دیگه واسم پایانه کلمه هاست":-*

*-:"واسه با تو بودن زندگیمو باختم ":-*

*-:" یه کلبه ای از عشق واسه ی تو ساختم من":-*

*-:"عاشق تو بودم عاشق تو هستم ":-*

*-:"درای دلم رو روی همه بستم من":-*

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 11:47 توسط شقایق |


تو تبلور هفت آسمان زندگی منی

به زمین سوگند به زمان به نخستین عشق

که تو بارورتر از فضا و نور و ستاره ای

به من نگاه کن

بگذار در سکوت بی انتهای نگاه تو زمین و زمان را در یابم

تو میان من و آفریننده پل شده ای

دوستت دارم...

دوستت دارم را با چه زبانی باید گفت به تو ؟ که از زبان عشق شیرین تر باشد؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 11:47 توسط شقایق |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387



پیوندها

انقراض احساس
بیتا
عشق و خاطره تنها
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin